عدم خشونت يعنى «نه» گفتن
::گزارش::
عدم خشونت يعنى «نه» گفتن

در ابتداى سمينار، دكتر رامين جهانبگلو، به پديده عدم خشونت از ديدگاه فلسفه پرداخت. وى كه تحقيقات مفصلى را در مورد فلسفه عدم خشونت و چهره هاى پيشگام اين فلسفه از جمله گاندى پيگيرى مى كند، به ديدگاه هايى اشاره كرد كه در آنها خشونت پرهيزى، نوعى انفعال و عقب نشينى دانسته شده و راه حل هاى خشونت زدا و خشونت پرهيز، به نوعى ناتوانى در حل مشكلات بشرى تعبير شده اند. دكتر جهانبگلو با نادرست خواندن چنين نگاهى به مسئله عدم خشونت آن را پديده اى مى داند كه در تاريخ مملو از خشونت بشر شكل گرفته تا به قول پل ريكور به صورت تكليفى براى همگان و پديده اى تاريخ ساز درآيد. وى عدم خشونت را داراى دو بعد هستى شناختى پرهيز و تقابل مى داند كه با نه گفتن به عملى كه حكم خشونت را دارد، به نوعى به ساحت هستى شناختى ديگرى گذر مى كند. به طور مثال واژه «آهيمسا» در عين اين كه با پيشوند منفى معناى نفى كشتن يا آسيب رساندن به ديگرى را متبادر مى سازد، داراى محتوايى پويا و سيال به معناى ايستادگى نيز است. به عقيده دكتر جهانبگلو فلسفه عدم خشونت، با رد تاريخ خشونت، به دنبال پايه گذارى تاريخ ديگرى است كه مبناى آن احترام و آگاهى از شأن فردى «ديگرى» است. به گفته وى آگاهى از اين شأن تنها با طرح يك نوع جهان بينى اخلاقى ممكن مى شود؛ يعنى جايى كه فلسفه سياسى از رابطه دوسويه دوست و دشمن خارج شده و با فلسفه اخلاق پيوند مى يابد. وى در ادامه به سه جنبه از پديده خشونت اشاره مى كند كه توسط پل ريكور در كتاب تاريخ و حقيقت مطرح شده است. نخست آن كه پديده عدم خشونت پديده اى طردكننده و منع كننده است كه بهترين نمود آن را مى توان در نافرمانى هاى مدنى مشاهده كرد. نكته بعدى به گسسته و منقطع بودن پديده عدم خشونت در تاريخ اشاره مى كند كه بنابر آن، عدم خشونت پديده اى بوده است كه همواره به صورت گسسته و با رهبرى هاى فردى، شكل اجتماعى به خود گرفته اند كه نمى توان در آن تداومى را پيگيرى كرد. نكته بعدى كه پل ريكور به آن اشاره مى كند، تقابل عدم خشونت با يك شرايط ويژه اجتماعى و سياسى است.
جهانبگلو نفى خشونت را نفى پيكار، جسارت و نفى الزام و تكليف نمى داند بلكه چنين مى پندارد كه اگر زندگى را يك پيكار مستمر بدانيم، عدم خشونت نيز پيكارى است كه اين بار به جاى نابودى ديگرى، در پى برقرارى ارتباط با ديگرى است. عدم خشونت درصدد نفى رقابت ميان انسان ها نيست بلكه نيرويى است عارى از خشونت براى مجبور كردن ديگرى به پذيرش عدالت و آزادى يا به نوعى اعمال نيرويى اخلاقى در نبود اخلاق. اين ديگرى مى تواند قدرت مقتدر در جامعه باشد. بنابراين دكتر جهانبگلو نتيجه مى گيرد كه خشونت خود به معناى ضعيف شدن سياست است چرا كه سياست به معناى حاكميت مقتدر نبوده بلكه سامان دهى دموكراتيك و نوعى قرارداد اجتماعى دوسويه است. مسئله ديگرى كه در ارتباط با عدم خشونت مطرح مى شود، عدم مشروعيت خشونت است. دكتر جهانبگلو در اين ارتباط به اين جمله از هانا آرنت استناد مى كند: «خشونت اگرچه مى تواند موجه باشد، ولى مشروع نيست؛ بدين معنا كه هرچند كه بتوان خشونت را از لحاظ عقلى يا ايدئولوژيك توجيه نمود (مانند آنچه كه در نظام هاى فكر نازيسم يا كمونيسم وجود داشت)، نمى توان به آن مشروعيت بخشيد و يا براى آن ارزشى اخلاقى قائل شد. در ادامه بحث دكتر جهانبگلو به دو شكل نمود تفكر عدم خشونت در طول تاريخ بشر اشاره مى كند كه شامل عدم خشونت استراتژيك و عدم خشونت معنوى مى شود. عدم خشونت استراتژيك كه همان مقاومت عارى از خشونت از طريق نافرمانى هاى مدنى، تحصن، اعتصاب و ... براى نقد حاكميت و يا گذر از حاكميت است، در بسيارى از جنبش ها مانند جنبش استقلال هند به رهبرى گاندى يا جنبش آفريقاى جنوبى بر عليه آپارتايد به رهبرى ماندلا و بسيارى ديگر تجربه شده است. شكل ديگر فلسفه عدم خشونت بر مبناى يك اعتقاد معنوى و اخلاقى شكل مى گيرد كه هرچند مى تواند جنبه اى سياسى داشته باشد، الزاماً يك واكنش مدنى در برابر وضعيت سياسى خاصى نيست اين نوع تفكر براساس وجدان يا نداى درونى انسان، به صورت ضرورتى اخلاقى با هسته معنوى و بعضاً دینی و به صورت يك تمرين روزمره شكل مى گيرد.
دكتر شريف نيز عدم خشونت را نوعى نه گفتن مى داند نه بى عملى و سازش و تمكين اما مخاطب اين پند، دولت ها هستند كه قوانين خود را براساس مصالح خود تنظيم مى كنند و در نتيجه مقابله با آنها نمى تواند خارج از شكل خشونت آميز باشد.اما روش هاى متنوع مقابله با خشونت در فرهنگ ها و تمدن هاى مختلف در طول تاريخ بنابر خصوصيات و ويژگى هاى آنها به صور مختلف به وجود آمده اند. به همين شكل، تمدن و فرهنگ شرقى و غربى روش هاى متفاوتى از برخورد با خشونت را موجب شده اند.دكتر شريف در ادامه بحث خود به رابطه بين حكومت و جامعه اشاره مى كند كه از نظر جان استوارت ميل مى بايد بر مبناى اعتماد متقابل شكل گيرد. هرگاه اين اعتماد متقابل جاى خود را به وحشت متقابل دهد، كنش ها و اعمال خشونت آميزى شكل مى گيرند و جامعه دائم در وحشت از حكومت و حكومت در وحشت از شورش و عصيان جامعه خواهد بود. براى مقابله با چنين پديده اى، برخى افراد مصلح مانند گاندى روش هايى را برمى گزينند كه متناسب با فرهنگ و محيط، كارايى هايى متفاوت خواهد داشت. دكتر شريف نگرش «النصر بالرعب» را مولود پديده دولت مى داند كه براساس آن قوانين حقوقى تدوين مى شوند كه خود به مبنايى براى خشونت تبديل مى شوند.

سمينار علمي عدم خشونت از منظر فلسفه و حقوق برگزار مي شود. در اين سمينار رامين جهانبگلو و محمد شريف به سخنراني خواهند پرداخت. انجمن مطالعات توسعه گفتمان حقوقي كه يك تشكل علمي دانشجويي فعال در دانشكده حقوق و علوم سياسي علامه طباطبايي است، اين سمينار را برگزار مي كند. عدم خشونت از موضوعاتي است كه ضرورت آن در ايران امروز بيش از پيش احساس مي شود. از اين رو دانشجويان حقوق دانشگاه علامه درصددند در اين سمينار وجوه حقوقي و فلسفي مقوله عدم خشونت را به بحث و تبادل نظر بگذارند. اين سمينار در روز شنبه ۱۵اسفند ۱۳۸۳ در دانشكده حقوق و علوم سياسي علامه طباطبايي واقع در خيابان وزرا (خالد اسلامبولي)، خيابان هفتم از ساعت ۱۲:۳۰تا ۱۵ تشكيل خواهد شد.